تبلیغات
میثاق - بمناسبت میلاد امام رضا علیه السلام ...شعری که امام رضا(ع) سرودند
 
میثاق
دفتر راویان جوان و ارتباط و تبادل اطلاعات با راویان جوان
درباره وبلاگ


گفتند از عشق بنویس ، نوشتم
گفتند از محبت بنویس ، نوشتم
گفتند از صفا بنویس ، نوشتم
گفتند از صمیمیت بنویس ، نوشتم
گفتند از مردانگی بنویس......
قلم ازدستم افتاد و التماس کرد و گفت :
می دانی جوهره اش چیه ؟!
گفتم نه
گفت : دو دنیا عشق ، صفا و محبت و صمیمیت
دیدم نمیشه تنها نوشت ، گفتم بیاییم هم نوا بشویم
که این کوچه ها ، دیوار ندارد
ما راویان جوانیم که برای تبادل اطلاعات آماده ایم

مدیر وبلاگ : راویان جوان
مطالب اخیر
مرحوم آیت‌الله محمد اشرفی نامه‌ای به امام‌رضا(ع) نوشت و فرمود: «جواب آن را بیاور!». به مشهد رفتم و نامه را به ضریح انداختم، به هنگام تصمیم به بازگشت مشغول زیارت و نیایش با خدا بودم که دیدم بطور شگفت‌انگیزی حرم مطهر خلوت شد...

مرحوم آیت الله محمد اشرفی از علمای بزرگ و مراجع تقلید بود که در عصر ناصرالدین شاه قاجار زندگی می‌کرد. درباره عظمت و مقام علمی و معنوی او می‌نویسند: «حاج ملا محمد اشرفی، از مفاخر مذهب جعفری می‌باشد گروهی از ایران از او تقلید می‌کنند و او در میان علمای بزرگ عصر خویش به جمع طریقت و شریعت اختصاص یافته است همه از دور و نزدیک به او ارادت می‌ورزند و از بزرگان عصر خویش می‌باشد. بیان او در منبر بی‌نظیر است و در سال 1315 قمری در بابل رحلت و همانجا به خاک سپرده شد.

بقعه این مرد، مزار خاص و عام است و دارای کرامات بسیاری می‌باشد که از آن جمله کرامتی است که از عالم ربانی آیت‌الله بافقی نقل شده و هم صاحب « دررالاخیار» آیت الله حسین فاطمی قمی در کتاب خویش آن را آورده است:

مرحوم "معین الاطباء" که فرد مورد اعتماد و راستگویی بود، آورده است که به هنگام اقامت مرحوم «حاجی اشرفی» در بابل به محضر او شرفیاب شدم و راستی که او را برتر از آنچه در وصفش شنیده بودم، یافتم. مدتی از محضرش کسب فیض نمودم و سفر زیارتی مشهد پیش آمد. به هنگام حرکت به خدمت آن مرد عالم رسیدم تا خداحافظی کنم که او نامه‌ای به حضرت رضا علیه‌السلام نوشت و به من داد و فرمود : «جواب آن را بیاور!»

اینجانب به مشهد رفتم و به حرم تشرف حاصل شد و نامه را به ضریح انداختم، به هنگام تصمیم به بازگشت برای زیارت وداع رفتم و مشغول زیارت و نیایش با خدا بودم که دیدم بطور شگفت‌انگیزی حرم مطهر خلوت شد و بزرگواری از درون ضریح بیرون آمد و خطاب به من فرمود: به حاج اشرفی سلام برسان و بگو:

و آنگاه به سوی ضریح مطهر بازگشت و از برابر دیدگانم ناپدید شد. به خود آمدم و دریافتم که این پاسخ نامه بود که باید به بابل ببرم. شعر کاملا در ذهنم جایگزین شد و وقتی به بابل رسیدم به خدمت عالم ربانی حاج اشرفی رفتم در خانه را زدم درب را گشود و پیش از آن که من کلمه‌ای حرف بزنم دیدم با حالتی وصف ناپذیر گفت:

آری! سالارم عنایت فرمود و به من سلام رسانید و فرمود:
"آئینه شو جمال پری طلعتان طلب    جاروب کن تو خانه سپس میهمان طلب"

با تشکر از کلاغ پرس





نوع مطلب : فرهنگی میثاق، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :