تبلیغات
میثاق - گزارش لحظه به لحظه از قیام ۱۹دی مردم قم
 
میثاق
دفتر راویان جوان و ارتباط و تبادل اطلاعات با راویان جوان
درباره وبلاگ


گفتند از عشق بنویس ، نوشتم
گفتند از محبت بنویس ، نوشتم
گفتند از صفا بنویس ، نوشتم
گفتند از صمیمیت بنویس ، نوشتم
گفتند از مردانگی بنویس......
قلم ازدستم افتاد و التماس کرد و گفت :
می دانی جوهره اش چیه ؟!
گفتم نه
گفت : دو دنیا عشق ، صفا و محبت و صمیمیت
دیدم نمیشه تنها نوشت ، گفتم بیاییم هم نوا بشویم
که این کوچه ها ، دیوار ندارد
ما راویان جوانیم که برای تبادل اطلاعات آماده ایم

مدیر وبلاگ : راویان جوان
مطالب اخیر

۱۹دی، روزی است که روزنه‌ها را به عاشورا گشود وکل یوم عاشورا وکل وارض کربل رادرقم رقم زد، روزی که برگ زرین و سرنوشت سازدیگری را در تاریخ انقلاب اسلامی گشود، برگی که حادثه ساز شد و توانست طومار ۲۵۰۰ ساله رژیم ‏شاهنشاهی را از تاریخ ایران برچیند. ‏

در این نوشتار سعی کردیم با الهام از خاطرات و مشاهدات نویسنده و اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ‏گوشه‌هایی از مجاهدت و اهداف متعالی حماسه سازان ۱۹‌دی را بدون تجزیه وتحلیل به تصویر بکشیم، هر چند که قلم از تبیین و تصویر شرایط خفقان و‌ترس و ‏دلهره آن زمان عاجز است

عصر ۱۷دی
روز ۱۷ دی است معمولا ساعت چهار و ۳۰ دقیقه تا پنج بعد‌ازظهر روزنامه اطلاعات در قم توزیع می‌شود ولی هیچ کس از توطئه رژیم خبر ندارد. پاسی از ‏غروب می‌گذرد، در روزنامه فروشی‌ها شاهد فضای غریبی هستیم، برخی آهسته پچ پچ می‌کنند و مطلبی را نشان هم می‌دهند و با ناراحتی سر ‏خود را تکان می‌دهند و با سرعت رد می‌شوند. افراد جدیدی را می‌بینی که روزنامه می‌خرند، برای روزنامه فروش هم هنوز این سؤال وجود ‏دارد مگر در روزنامه اطلاعات چه نوشته شده است، حدود ساعت هفت شب است، از طلبه‌ای که تا حدودی مرا می‌شناسد موضوع را می‌پرسم، مقاله ارتجاع سرخ و سیاه به قلم رشیدی مطلق که ‏مشخص است مستعار است را نشانم می‌دهد. ‏
با خواندنش آتش به جانم می‌افتد، از این همه بی‌شرمی و توهین به آقای خمینی سخت متأثر می‌شوم. این نامه، از آقای خمینی به عنوان ‏فردی ماجرا جو، بی‌اعتقاد، وابسته و سر سپرده به مراکز استعماری، جاه طلب، مجهول‌الهویه، عامل ارتجاع سرخ و سیاه، عامل واقعه ننگین ‏‏۱۵ خرداد، سید هندی و… نام برده بود. ‏هر کس به فکر این است که کاری بکند.

جلسه مدرسین
پاسی از شب گذشته، مدرسین سطوح عالی حوزه همه به نحوی از موضوع با خبر شده‌اند در این میان آیت‌ا… یزدی و حجت‌الاسلام سید حسین موسوی تبریزی ‏سخت در تکاپوی برپایی جلسه مدرسین حوزه هستند.
نیمه شب جلسه مدرسین حوزه علمیه برای تصمیم‌گیری علیه این ‏اقدام ننگین در منزل آیت‌ا… نوری همدانی برپا می‌شود، سرعت عمل مدرسین برای تصمیم‌گیری از نکات مهم و مورد توجه است. ‏
در مقابل روزنامه آقایان مشکینی، طاهری خرم‌آبادی، مؤمن، صانعی، یزدی، وحید خراسانی، مکارم، سبحانی، محمدی گیلانی، نوری همدانی ‏و… همه جمع هستند، به اتفاق تصمیم می‌گیرند در اعتراض به درج این مقاله توهین‌آمیز، فردا هیجدهم دی ماه، دروس حوزه علمیه را تعطیل ‏کنند و در این زمینه با مراجع تقلید نیز هماهنگی شود. ‏

صبح۱۸دی
روز هیجدهم دی است‏، دروس حوزه تقریباً به طور کامل تعطیل شده و مراجع نیز درس‌های خود را تعطیل کرده‌اند. در مدارس حقانی، خان، رسالت، کرمانی و ‏حجتیه، جنب و جوش خاصی به چشم می‌خورد، در اغلب این مدارس مقاله مذکور نصب شده و در پی نوشتی آمده است، ساعت هشت صبح منزل ‏آیت‌ا… گلپایگانی. ‏
ساعت هشت صبح، مدرسه خان شور دیگری دارد، حجت‌الاسلام فاکر بر روی پله‌ها با صدای بلند مقاله را می‌خواند، عده‌ای فریاد «درود بر ‏خمینی» سر می‌دهند، هر لحظه بر طلاب مدرسه خان افزوده می‌شود و تعداد آن‌ها به بیش از ۱۵۰ نفر می‌رسد، با اینکه حرکت خود‌جوش ‏است ولی مثل اینکه به صورت غیبی هدایت می‌شود. همه آرام به سوی منزل آیت‌ا… گلپایگانی حرکت می‌کنند. ‏

سخنان آیت اله گلپایگانی
محوطه بیرونی و درونی بیت ایشان پر می‌شود، آقای گلپایگانی خیلی زود می‌آیند، چهره افسرده، ‌ غمگین، ناراحت و نگرانی دارند، تا شروع به ‏بسم‌ا… الرحمن الرحیم می‌کنند آیه استرجاع را می‌خوانند انا… و انا الیه راجعون، بغض طلاب می‌ترکد و صدای گریه از هر سو بلند می‌شود، ‏ایشان می‌گویند: ما هم از وارد شدن این ضایعه بزرگ بر جامعه روحانیت و بر فقه و اجتهاد خبردار شدیم، این‌ها اشتباه می‌کنند این‌ها فکر نکنند ‏ما دیگر سکوت کرده‌ایم و چیزی نخواهیم گفت و دست بر می‌داریم، این‌ها باید بدانند که اگر سر نیزه را حتی به زیر گلوی ما بگذارند، ما ‏حرفمان را می‌زنیم. معظم‌له ضمن اینکه طلاب را به وحدت و ادامه اعتراض دعوت می‌کنند تصریح می‌کنند که علما همه با کار‌های رژیم ‏مخالفند. ‏
سخنان حضرت آیت‌ا… العظمی گلپایگانی طلاب را خیلی دلگرم می‌کند و آن‌ها را به ادامه مبارزه تشویق می‌کند، همانجا اعلام می‌شود ‏مقصد بعدی منزل آقای شریعتمداری است. ‏
‏ساعت حدود ۵/۱۰ صبح‏، جمعیت از منزل آیت‌ا… گلپایگانی وارد خیابان چهارمردان می‌شود. افضلی، افسر شهربانی به راننده گریدر دستور می‌دهد که به سمت مردم حرکت ‏کند. از حرکات راننده گریدر عده‌ای از مردم روی یکدیگر می‌افتند. تنی چند از طلاب با سنگ به سمت راننده و پلیس حمله می‌کنند و همین ‏باعث می‌شود جمعیت به طور متفرق به سمت منزل آقای شریعتمداری حرکت کند.
در منزل ایشان ابتدا اطرافیان با بیان اینکه آقا مریض هستند، ‏خودمان پی‌گیری می‌کنیم سعی بر متفرق کردن جمعیت دارند، اما اصرار طلبه‌ها باعث می‌شود بعد از یک ساعت آقای شریعتمداری بیایند و بیان کنند: ما قبل از ورود شما مشغول فعالیت و پی‌گیری بودیم، باز هم دنبال می‌کنیم و کار زیادی از دست ما بر نمی‌آید. در پایان هم اعلام می‌شود ساعت سه بعد از ظهر طلاب در حسینیه حضرت ‏آیت‌ا… العظمی نجفی جمع خواهند شد. ‏

عصر۱۸دی
‏ساعت ۴ بعد از ظهر روز هیجدهم دی ماه، حسینیه آقای نجفی و کوچه مقابل مملو از جمعیت است، آیت‌ا… العظمی مرعشی نجفی که سخت ناراحت به نظر می‌رسند در پله دوم منبر قرار می‌گیرند و مدتی به همراه طلاب گریه می‌کنند و می‌گویند: آیا شایسته است در یک روزنامه کثیرالانتشار به یک عالم ‏ربانی و سید جلیل محترم توهین شود. بنده ایشان را می‌شناسم و مقام حبش به ائمه اطهار و ولایتش و خلوص ‏نیتش و عباداتش و فضل و کمالش را من می‌دانم. معظم له اضافه می‌کنند: من این مصیبت‌هایی که در این دوران اخیر ‏دیدم، در طول عمرم ندیده بودم. ‏
پس از سخنان آیت‌ا… مرعشی نجفی جمعیت به سوی منزل آیت‌ا… روحانی می‌روند و در آنجا وی نیز اقدام رژیم را توطئه‌ای برای حوزه ‏دانسته و طلاب را به اتحاد دعوت می‌کند. ‏
از بعد ‌از ظهر روز هجدهم مردم قم به ویژه اصناف و بازاریان در اجتماعات شرکت ‏‏‌می کنند. در مسجد اعظم (محل تجمع طلاب و اقشار مختلف مردم در آن زمان)، طلاب منتظر سخنان آیت‌ا… حاج شیخ مرتضی حائری هستند. وی در سخن کوتاهی ضمن محکوم کردن این حرکت رژیم با ‏بیان اینکه رژیم می‌خواهد مسجد اعظم را هم مانند فیضیه کند از ادامه سخن گفتن باز می‌ایستد. ‏

صبح ۱۹دی
در روز نوزدهم، بازار قم به نشانه حمایت از حوزه و محکوم کردن اقدام رژیم در درج مقاله موهن در روزنامه اطلاعات تعطیل می‌شود، تعطیلی بازار جریان ‏مبارزات را خیلی داغ می‌کند، دروس حوزه نیز همپای تعطیلی بازار تعطیل می‌شود. ‏
طلاب و بازاریان ‏ساعت ۹ صبح جلوی مسجد نومیدان آستانه‏ اجتماع و پس از آن به سوی مسجد اعظم حرکت می‌کنند. در مسجد اعظم با تعطیل شدن درس آقای شریعتمداری جمعیت چندین ‏برابر می‌شود. ‏
در این روز تا حدود زیادی‌ترس مردم ریخته است، اقشار مختلف مردم، رفتن به منازل آیات را پی می‌گیرند. صبح روز نوزدهم بهترتیب ‏آقایان‌هاشم آملی، علامه طباطبایی، آیت‌ا… یزدی، آیت‌ا… وحید خراسانی و آیت‌ا… مکارم سخنرانی می‌کنند و نزدیک ظهر اعلام می‌شود ‏بعد از ظهر تظاهرکنندگان به سوی منازل آیت‌ا… نوری همدانی و آیت‌ا… مشکینی خواهند رفت. ‏

عصر۱۹دی
ساعت ۳ بعد از ظهر، جمعیت بی‌سابقه‌ای در خیابان بیگدلی و منزل آیت‌ا… نوری همدانی اجتماع کرده‌اند. کل خیابان بیگدلی را بلند‌گو‌کشی کرده‌اند، و به نظر می‌رسد ‏جمعیت شرکت کننده در این مراسم بیش از ۱۰ هزار نفر باشد که در شرایط کنونی غیرقابل تصور است.
‏ابتدا حجت‌الاسلام سید حسین موسوی تبریزی سخنان شدید‌اللحنی ایراد می‌کنند، سپس آقای نوری همدانی در سخنانش با خواندن این بیت که مه فشاند نور و سگ عو عو کند، می‌گوید: خمینی مانند ماه می‌تابد و از عوعو کردن سگ نتیجه‌ای جز خسته کردن خویش، جز منفور کردن خودش چیز دیگری عاید نویسنده نخواهد ‏شد. ‏
وی اضافه می‌کند: هدفی که معظم له دارند هدف روحانیت و هدف همه ملت ایران است. ‏
‏‏بعد از سخنرانی آیت‌ا… نوری‏همدانی، شور وصف ناشدنی در بین مردم ایجاد می‌شود، شعار درود بر خمینی و مرگ بر حکومت یزیدی چندین مرتبه از سوی تظاهرکنندگان سر داده می‌شود که با تشویق دیگران جمعیت آرام می‌گیرد و بدون شعار جمعیت جهت حضور در منزل آیت‌ا… مشکینی به سمت چهارراه ‏بیمارستان حرکت می‌کند. ‏

آغاز درگیری
ساعت حدود ۴ و نیم بعد از ظهر‏ است، در چهار راه بیمارستان مأموران شهربانی و ساواک آرایش ویژه‌ای گرفته‌اند، که نشان دهنده وقوع حوادثی خونین است. ‏
تظاهرکنندگان آرام در حال پیشروی هستند، کنار بانک صادرات تحرک بیشتری به چشم می‌خورد. یک‌دفعه شیشه‌های بانک با صدای مهیبی ‏فرو می‌ریزد و افرادی که در آن نزدیکی هستند، می‌گویند: مأموری اقدام به شکستن شیشه‌ها کرده است. ‏
اما مأموران رژیم ستم شاهی که به دنبال بهانه‌ای هستند، این انفجار را بهانه می‌کنند و با باتوم به جان مردم می‌افتند، از گوشه میدان جایی که رئیس شهربانی ایستاده است صدای تیری بلند می‌شود و پس از آن صدای تیراندازی‌های متعدد دیگری به گوش می‌رسد، هر کس ‏به طرفی می‌دود، صحنه عجیبی به پا می‌شود، مردم در زیر دست و پا له می‌شوند. سر و دست است که به وسیله باتوم‌های مأموران ‏شکسته می‌شود.
شعار‌ها هر لحظه تند‌تر می‌شود مردم در کوچه‌ها و مدرسه حجتیه سنگر می‌گیرند و با پرتاب سنگ و آجر با مأموران درگیر ‏می‌شوند. فریاد و آتش و دود و خون درهم می‌آمیزد، خون حرکت ساز می‌شود، هر گوشه‌ای شهید و مجروحی افتاده است، هر کسی سعی ‏می‌کند به نحوی مجروحین را کمک کند که به دست مأموران نیفتند. ‏
شعار درود بر خمینی، خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم. مرگ بر حکومت یزیدی، با انگشتان خون آلود مجروحین در حال نقش بستن بر در و ‏دیوار کوچه‌های منتهی به چهارراه بیمارستان است. ‏
درگیری به داخل مدرسه حجتیه، خیابان ارم و گذر خان کشیده می‌شود. در گذر خان مأموران یک بار دیگر مردم را به گلوله می‌بندند و با ‏شلیک گاز اشک‌آور و با باتوم به جان آن‌ها می‌افتند. در مدرسه حجتیه یکی از طلاب را با تیر می‌زنند خون او مدرسه را رنگین می‌سازد، پیر ‏مردی در داخل مدرسه آجر و سنگ برای جوانان می‌آورد و… ‏
غروب غمباری است، بوی باروت فضای شهر را پر کرده است، احساس می‌کنی در شهر حکومت نظامی است، از هر طرف می‌روی با ماموری ‏برخورد می‌کنی، خیابان صفاییه، کوی آمار، کوچه ممتاز، ارم و حجتیه مملو از کفش، عمامه و عبا است، بیمارستان آیت‌ا… گلپایگانی، کامکار و ‏سهامیه پر از زخمی و شهید است، در برخی بیمارستان‌ها مأموران زخمی‌ها را به تخت‌ها زنجیر کرده‌اند، صحنه دلخراشی است، کارکنان ‏بیمارستان‌ها در صددند به نحوی آن‌ها را فراری دهند.
بیمارستان آیت‌ا… گلپایگانی تا حدود قابل توجهی امن است بنابراین زخمی‌ها را به آنجا ‏برده‌اند، هر کسی تعداد شهدا و زخمی‌ها را رقمی می‌گوید که هولناک است. صحبت از ۱۰۰ نفر و حتی ۲۰۰ و ۳۰۰ نفر است. حکومت تقریباَ نظامی ‏باعث شده خیلی‌ها نتوانند به خانه‌ها و حجره‌هایشان بروند، امشب، شب نگران کننده‌ای برای مردم قم است، خیلی‌ها از سرنوشت ‏فرزندان، پدران، برادران و دوستان خود هیچ خبری ندارند. ‏
صبح روز بیستم دی، تحرکات بین علما، مراجع و مردم، حکایت‌های بسیاری را نوید می‌دهد، قیام ۱۹‌ دی به بار نشسته است و مظلومیت شهدا، مردم و خون‌ها ‏حرکت ساز شده است، نهضت، آهنگ و شتاب تازه‌ای به خود گرفته، پیام تند و آتشین امام خمینی (ره) به مناسبت فاجعه ۱۹‌دی روح تازه‌ای در ملت می‌دمد، اجتماع پشت اجتماع جلسه دنبال جلسه، هسته‌های مقاومت در منازل و محله‌ها شکل می‌گیرد.
و این نهضت نهضتی بود که به شهر‌های دیگر کشیده شد، ‏تبریز، یزد، جهرم، تهران، مشهد، قیام در پی قیام، هفته به دنبال هفته و چهلم در پی چهلم ایجاد شد، نهضت فراگیر شد و ثمر داد و امام آمد ‏و ۲۲ بهمن پدید آورد، آری این چنین کرد قیام ۱۹‌دی….





نوع مطلب : سیاسی میثاق، خاطرات میثاق، 
برچسب ها : 19 دی،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :