تبلیغات
میثاق - مطالب خالقی
 
میثاق
دفتر راویان جوان و ارتباط و تبادل اطلاعات با راویان جوان
درباره وبلاگ


گفتند از عشق بنویس ، نوشتم
گفتند از محبت بنویس ، نوشتم
گفتند از صفا بنویس ، نوشتم
گفتند از صمیمیت بنویس ، نوشتم
گفتند از مردانگی بنویس......
قلم ازدستم افتاد و التماس کرد و گفت :
می دانی جوهره اش چیه ؟!
گفتم نه
گفت : دو دنیا عشق ، صفا و محبت و صمیمیت
دیدم نمیشه تنها نوشت ، گفتم بیاییم هم نوا بشویم
که این کوچه ها ، دیوار ندارد
ما راویان جوانیم که برای تبادل اطلاعات آماده ایم

مدیر وبلاگ : راویان جوان
مطالب اخیر
چهارشنبه 14 مهر 1389 :: نویسنده : خالقی

رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی را به مناسبت تدفین دو شهید گمنام در دانشگاه شاهد صادر كردند:

بسمه تعالی

پیكر مطهّر و معطّر شهیدان هر جا آرام گیرد، یاد مبارك و ‌آرامبخش و بهجت‌انگیز خود را در فضا می‌پراكند و صفا و معنویت می‌آفریند.

دانشگاه شاهد، خود گلخانه ای عطرآگین است و امید است با قدوم این شهیدان بیش از پیش سرچشمه خیر شود.

از رئیس محترم دانشگاه و همكاران علمی و اداری، و نیز دانشجویان آن متشكرم.

انشاءالله همه موفق باشید.

سید علی خامنه‌‌ای   89/7/11






نوع مطلب : سیاسی میثاق، 
برچسب ها : رهبر معظم انقلاب اسلامی، پیامی، شهید گمنام،
شنبه 10 مهر 1389 :: نویسنده : خالقی

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوره عمومی آشنایی با دفاع مقدس
ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر انقلاب به اطلاع می رساند دوره عمومی آشنایی با دفاع مقدس نیمه مهرماه آغاز خواهد شد و از عموم علاقمندان جهت شرکت در این دوره آموزشی دعوت بعمل می آید.
لازم به ذکر است ممتازین این دوره جهت شرکت در دوره های آموزشی راویان انتخاب خواهند شد.
کلاسهای آموزشی صبح جمعه برگزار و رایگان می باشند.
-----------------------------------------

ارتباط با ما (روابط عمومی)  :    09376546257
 
------------------------------------------
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------




نوع مطلب : فرهنگی میثاق، ما را بیشتر بشناسید، 
برچسب ها : دوره عمومی، دفاع مقدس،
شنبه 3 مهر 1389 :: نویسنده : خالقی
یاد باد آن روزگاران یاد باد . . .



شرحی بر هشت سال جنگ را در ادامه مطلب بخوانید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگی میثاق، سیاسی میثاق، تصاویر میثاق، 
برچسب ها : جنگ، تاریخ، دفاع مقدس،
شنبه 27 شهریور 1389 :: نویسنده : خالقی

تعریف شهادت

بزرگان و دانشمندان، تعریف‌های زیادی برای شهادت کرده‌اند که به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم. امیرالمومنین علی (ع) آن را برای خود و فرمانده لشکرش مالک اشتر آرزو می‌کند در نامه‌ای که برای مالک اشتر می‌فرستد در پایان نامه چنین می‌فرمایند:

«ان یختم لی و لک بالسعاد هوالشهاده انا الیه راجعون»: خداوند پایان زندگی من و تو را به سعادت و شهادت قرار دهد زیرا بازگشت همه‌ی ما به سوی اوست و چه بهتر که بازگشتمان با شهادت در راه خدا توام شود. (نهج‌البلاغه، قسمت نامه‌ها، نامه 52)

شهادت مقام و منزلتی است که علی (ع) آن را پایان دادن به فروغ درخشان زندگی در کمال هوشیاری و آزادی برای رسیدن به هدفی که آن هدف والاتر و بهتر از زندگی طبیعی دنیاست می‌داند و در واقع شهادت عبارت است از سوختن و شعله‌ور شدن در آتش عشق الهی برای ایجاد زمینه‌ی حکومت عدل اسلامی در جهان تا سعادت و خوشبختی جامعه در راه رسیدن به آنها فراهم شود. ائمه اطهار (ع) در دعای روزهای ماه مبارک رمضان دستور داده‌اند که با خدای خود چنین مناجات کنیم:

 «ان تجعل اسمی فی السعداء و روحی مع الشهداء و احسانی فی علیین» خدایا اسم مرا در زمره‌ی سعادتمندان قرار ده و روحم را با شهدا محشور کن و کارهای نیکم را در ملاء اعلی قرار ده. به این ترتیب شهادت یک مقام و منزلت خاصی است در نزد خدا که هر کس لیاقت آن را نخواهد داشت و هر انسان موحد و خدا پرستی فیض شهادت نصبیش نخواهد شد زیرا شهادت مخصوص بعضی از اولیاء الله است نه همه‌ی اولیاءالله.

چرا شهید را شهید می‌گویند؟ شهید را از این جهت شهید می‌گویند زیرا به خاطر شهادتش در راه خدا، ملائکه می‌گویند زیرا به خاطر شهادتش در راه خدا، ملائکه کنار بدنش حضور به هم می‌رسانند و او را مشاهده می‌کنند. «لان ملائکه الرحمان نشهده» (جواهر الکلام، جلد4، ص 88- مجمع البحرین ماده شهد)

ملائکه پروردگار، شهید را مشاهده می‌کنند و گرد و غبار از سرو صورت شهید پاک می‌کنند و او را به بهشت و کرامت و رحمت خدا بشارت و تهنیت می‌گویند. (وسائل الشیعه، جلد 11، ص 20، حدیث‌19)

شهید را شهید می‌گویند: «لان الله و ملائکته شهود له بالجنه» در اینجا شهید به معنای شاهد است زیرا خداوند متعال و ملائکه گواهی می‌دهند بهشت را برای شهید. بنابراین پیغمبر اکرم (ص) فرمود:

«زملوهم بد مایهم فانهم یحشرون یوم القیمه تسخب اوداجهم دما اللون لون الدم و الریح ریح المسک»: شهدا را با بدن پر خون دفن می‌کنند، زیرا آنها با همین وضع در قیامت محشور می‌شوند در حالی که رنگ بدنش رنگ خون است ولی بوی بدنشان مانند مشک و عنبر خوشبو است. محشور شدن شهدا با این وضع در قیامت خود گواه است که آنها در راه خدا شهید شده‌اند. (منتخب طریحی، ص 37).

 شهید را شهید می‌گویند چون شهید یا علم و یقینی که به خدا و روز جزا دارد برای حفظ دین خدا با دشمن می‌جنگد تا کشته شود که در غیر شهید این طور یقین و اعتماد به خدا کمتر دیده می‌شود.

منبع : تبیان





نوع مطلب : فرهنگی میثاق، 
برچسب ها : تعریف شهادت،
یکشنبه 7 شهریور 1389 :: نویسنده : خالقی
بدون شرح ...





نوع مطلب : تصاویر میثاق، 
برچسب ها : رجائی،
یکشنبه 7 شهریور 1389 :: نویسنده : خالقی

منظور از رئیس ستاد مشترک چیست وتا کنون چه اشخاصی این مقام را داشتند؟
پاسخ :
رئیس ستاد مشترک وظیفه هماهنگی نیروهای زمینی، هوایی و دریایی و انجام امور ستادی و تدوین قوانین و دستورالعمل ها و ... آن نیروها را بر عهده دارد. البته در حال حاضر ارتش و سپاه دارای فرماندهی کل شده است و حدود اختیارات رئیس ستاد مشترک محدودتر شده است. از ابتدای انقلاب تاکنون افراد بسیاری در این سمت منصوب شده اند از جمله تیمسار قره نی، تیمسار فلاحی، تیمسار ظهیرنژاد، تیمسار شادمهر، تیمسار سهرابی و ... در این مسئولیت خدمت کرده اند.





نوع مطلب : سیاسی میثاق، 
برچسب ها : سوال، رئیس ستاد مشترک،
چهارشنبه 20 مرداد 1389 :: نویسنده : خالقی
حلول ماه خدا گرامی باد.





نوع مطلب : تصاویر میثاق، 
برچسب ها : رمضان،
چهارشنبه 20 مرداد 1389 :: نویسنده : خالقی
پایانی بر فروغ جاویدان
مروری بر عملیات مرصاد


مسعود رجوی، سركرده این گروه، در حالی كه بر خودروی ضدگلوله سوار بود، كاروان مجاهدین خلق را كه پانزده هزار زن و مرد بودند، همراهی می‌كرد. فرماندهان منافقین، خیال می‌كردند كه وضعیت نظامی ایران از هم پاشیده و بسیار آسیب‌پذیر است و تنها یك ضربه و شوك، نظام جمهوری اسلامی را فرو خواهد ریخت. آنها طرح عملیات خود را در یك جلسه 24 ساعته آماده كرده بودند و در تاریخ 31 تیرماه 1367، نیروهای خود را توجیه كرده و نام عملیات را هم گذاشته بودند: «فروغ جاویدان».
رجوی در جلسه توجیه نیروها، وضعیت داخلی ایران را شكننده توصیف می‌كند و می‌گوید: این كالك عملیاتی است. شما به آسانی به تهران خواهید رسید و با سرنگونی رژیم، همة ایران در اختیار شما خواهد بود. و در پاسخ به یك سؤال دیگر، متكبرانه می‌گوید: «پاسخ به سؤالات بعدی در میدان آزادی تهران ...!»
صبح روز پنجم مرداد، عملیات «مرصاد» آغاز شد؛ رمزش را هم گذاشته بودند: «یا علی ‌بن ابی‌طالب». منافقین، كه سرخوش از این بودند كه در طول مسیر، با هیچ مقاومت خاصی روبه‌رو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمی از آتش دیدند كه از زمین و هوا بر سر آنها ریخته می‌شد.


توضیح عملیات را درادامه مطلب را بخوانید.


نوع مطلب : گوناگون میثاق، 
برچسب ها : عملیات مرصاد،
دوشنبه 4 مرداد 1389 :: نویسنده : خالقی

اوشین در عملیات مرصاد

آخرین روزهای عملیات مرصاد سپری شده بودند. نفس منافقین كوردل داشت قطع می‌شد. بچه‌های گردان روح‌الله داشتند آماده می‌شدند بروند كمك بچه‌های گردان امام سجاد(ع). تازه از مانور عملیاتی برگشته بودیم و خسته و كوفته و دلخور از اینكه نتوانستیم برویم غرب، توی چادرهای پادگان اندیمشك لمیده بودیم.

 اخبار ساعت هشت شب را از بلندگوی گردان شنیدیم. كتری بزرگ روی اجاق داشت می‌جوشید. خوردن یك شیشه مرباخوری چایی آتشی جان می‌داد. شنبه شب بود و می‌شد رفت حسینیه گردان پای تلویزیون نشست و یك سریال درست و حسابی دید. شنبه‌ها بعد از خبر، سریال ژاپنی «سال‌های دور از خانه» پخش می‌شد.

بلندگوی تبلیغات گردان روشن شد و صدای برادر كافشانی (از بچه‌های تبلیغات گردان) حالی حسابی به بچه‌های گردان داد.

آقای كافشانی با لحنی آرام و پرهیجان اعلام كرد: برادرانی كه می‌خواهند سریال خواهر، اوشین را تماشا كنند، به حسینیه گردان.

صدای انفجار خنده بچه‌های رزمنده بود كه به هوا بلند شد.





نوع مطلب : خاطرات میثاق، 
برچسب ها : شوخ طبعی های جبهه،
چهارشنبه 16 تیر 1389 :: نویسنده : خالقی
سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان ، چمران کراوات نزد، استاد دونمره ازش کم کرد. شد هجده ، بالاترین نمره .
-------------------------------------------------
درس ترمودینامیک ما با یک استاد سخت گیر بود. آخر ترم نمره ش از امتحان شد هفده و نیم و از جزوه چهار . همان جزوه را بعدا چاپ کردند. در مقدمه اش نوشته بود «این کتاب در حقیقت جزوه ی مصطفی چمران است در درس ترمودینامیک.»

بورس گرفت . رفت آمریکا. بعد از مدت کمی شروع کرد به کارهای سیاسی مذهبی. خبر کارهایش به ایران می رسید. از ساواک پدر را خواستندو بهش گفتند « ماترمی چهارصد دلار به پسرت پول نمی دهیم که برود علیه ما مبازه کند.» پدر گفت «مصطفی عاقل و رشیده . من نمی توانم در زندگیش دخالت کنم» بورسیه اش را قطع کردند. فکر می کردند دیگر نمی تواند درس بخواند، برمی گردد.





نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات کوتاه، شهید چمران،
شنبه 12 تیر 1389 :: نویسنده : خالقی

شهید بهشتی از زبان خودش

من محمد حسینی ‌بهشتی كه گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می‌نویسند. نام اولم محمد و نام‌ خانوادگی تركیبی است از حسینی ‌بهشتی. در دوم آبان 1307 در شهر اصفهان در محله لومبان متولد شدم، منطقه زندگی ما یك منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یك خانواده روحانی است.

این را بگویم كه در دبیرستان در سال اول و دوم زبان خارجی ما فرانسه بود و در سال آخر كه در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یك دوره زبان انگلیسی یاد بگیرم.


دوره لیسانس را آنجا گذراندم در فاصله 27 تا 30 ، و سال سوم را به تهران آمدم و سال آخر دانشكده را برای اینكه بیشتر از درس‌های جدید استفاده كنم و هم زبان انگلیسی را اینجا كامل‌تر كنم و با یك استاد خارجی كه مسلط‌تر باشد یك مقداری پیش ببرم. در سال 1329 ، 1330 در تهران بودم و برای تأمین هزینه‌ام تدریس می‌كردم و خودكفا بودم.

 به هر حال بعد از كودتای 28 مرداد در یك جمع‌بندی به این نتیجه رسیدم كه در آن نهضت ما كادرهای ساخته شده كم داشتیم، بنابراین تصمیم گرفتیم كه یك حركت فرهنگی ایجاد كنیم و در زیر پوشش آن كادر بسازیم. دبیرستانی به نام دین و دانش در قم تأسیس كردیم و با همكاری دوستان، كه مسؤولیت اداره‌اش مستقیماً به عهده من بود تا سال 1342 كه در قم بودم و همچنان مسؤولیت اداره آن را به عهده داشتم؛ و در ضمن در حوزه هم تدریس می‌كردم و یك حركت فرهنگی نو هم در حوزه به وجود آوردیم و رابطه‌ای هم با جوان‌های دانشگاهی برقرار كردیم پیوند میان دانشجو و طلبه و روحانی را پیوندی مبارك یافتیم.

 آیت‌الله خوانساری اقدام كردند و گذرنامه را گرفتند و در رابطه با آیت‌الله میلانی به هامبورگ رفتم. تصمیم این بود كه مدت كوتاهی آنجا بمانم و كار آنجا كه سامان گرفت برگردم ولی در آنجا احساس كردم كه دانشجویان سخت محتاج هستند به یك نوع تشكیلات اسلامی، هسته اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان آنجا را به وجود آوردیم و مركز اسلامی هامبورگ سامان گرفت. بیش از 5 سال آنجا بودم كه در طی این 5 سال سفری به حج مشرف شدم، سفری به سوریه، لبنان و آمدم به تركیه برای بازدید از فعالیت‌های اسلامی آنجا و تجدید عهد با دوستان و مخصوصاً برادر عزیزمان آقای صدر (امام موسی صدر) و سفری هم به عراق آمدم و به خدمت امام رفتم در سال 48 ، به هر حال كارهای آنجا سر و سامان گرفت و در سال 1349 به ایران برای یك مسافرت آمدم. اما مطمئن بودم كه با این آمدن امكان بازگشتم كم است. 

متن کامل این سرگذشت را در ادامه مطلب بخوانید.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید بهشتی، زندگی نامه،
یکشنبه 30 خرداد 1389 :: نویسنده : خالقی

سی و یکم شهریورماه مصادف با سالروز شهادت بزرگمردی است که علاقه همه ما به او بیشمار است. به همین مناسبت متن زیر که  ساعتی قبل از شهادت، توسط این شهید بزرگوار نگاشته شده است، را تقدیم میکنم:

ای جهان، با تو وداع می‌کنم با همه زیبایی‌ها و جمال و جبروتت، با همه‌ی کوهها و آسمان‌ها، دریاها و صحراها، با همه وجود وداع می‌کنم، با قلبی سوزان و غم‌آلود به سوی خدای خود می‌روم و از همه‌ چیز چشم می‌پوشم. ای پاهای من، می‌دانم شما چابکید، می‌دانم که در همه مسابقه‌ها گوی سبقت از رقیبان ربوده‌اید،‌ می‌دانم فداکارید، می‌دانم به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه‌وار به حرکت درمی‌آیید، اما من آرزویی بزرگتر دارم، می‌خواهم شماها به بلندی طبع بلندم به حرکت درآیید. به قدرت اراده آهنینم محکم باشید. به سرعت تصمیمات و طرح‌هایم سریع باشید. این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و نقشه‌ها و امیدها و مسوولیت‌ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید. در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید. شما سال‌های دراز به من خدمت کرده‌اید. از شما آرزو می‌کنم که این آخرین لحظات را به بهترین وجه ادا کنید.

ای پاهای من سریع و توانا باشید، ای دست‌های من قوی و دقیق باشید، ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید، ای قلب من این لحظات آخرین را تحمل کن، ای نفس مرا ضعیف و ذلیل نگذار تا چند لحظه دیگر با اراده و قدرت و توانا باش، به شما قول می‌دهم که پس از چند لحظه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته‌کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من چند لحظه بعد به شما آرامش می‌دهم، آرامش ابدی. دیگر شما را زحمت نخواهم داد، شما را استثمار نخواهم کرد، دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد، دیگر به شما بیخوابی نخواهم داد و از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. برای همیشه در بستر خاک نرم و آسوده خواهید بود اما این لحظات حساس، لحظات وداع با زندگی، لحظات لقاء پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ، باید زیبا باشد.





نوع مطلب : گوناگون میثاق، 
برچسب ها : متن عارفانه، چمران، دست نوشته،
سه شنبه 4 خرداد 1389 :: نویسنده : خالقی

البقرة : 251

... وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمینَ .

و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نمى‏كرد، زمین را فساد فرامى‏گرفت، ولى خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد.





نوع مطلب : فرهنگی میثاق، 
برچسب ها : جهاد، قرآن،
سه شنبه 4 خرداد 1389 :: نویسنده : خالقی

زنان دیروز چطور بودند؟

سخنرانی سرلشكر دکتر رحیم صفوی

 آمار زنان شهید انقلاب اسلامی ، كه اكثراً در طول هشت سال دفاع مقدس به شرف و عزت شهادت رسیده اند ، حدود 6427 نفر است كه فقط 27%‌ آنها متعلق به استان خوزستان است.

مثلاً شیرزنی را ، از گیلان غرب به یاد می آورم كه با تبر ، بر گردن مهاجمی عراقی زذ و درجا ، او را از پای درآورد و هم او عراقی دیگری را اسیر كرد.

همچنین آن زن قهرمان سوسنگردی كه سه تن از نیروهای دشمن را به اسارت گرفت. در روزهای اول جنگ كه دشمن شهرها و روستاها را تصرف كرده بود ،

زنان شجاع در خرمشهر ،‌ سوسنگرد ، بستان ، مهران و گیلان غرب از خانه و كاشانه خود دفاع كردند ، جنگیدند ، استقامت كردند ، مبارزه كردند ، اسیر شدند ، شهید شدند ، اجساد بعضی از این شهیدان را بعثیون عراقی به آتش كشیدند

حضور امدادگران و پزشكان زن در سالهای دفاع مقدس و نقش مؤثر این عزیزان در درمان و كمك رسانی و حضور در جبهه های نبرد بسیار با عظمت بود.


 حضور زنان در بدرقة این عزیزان بسیار تأثیرگذار بود. آنها در حالی جوانان خود را بدرقه می كردند كه می دانستند آنان به مهمانی شیرینی و شربت نمی روند ، آنها به سوی خون و شهادت و جانبازی و اسارت می روند. در طول حضور در جبهه ، مادران و همسران استقامتی شگفت انگیز نمودند.

محور عمدة ستادهای پشتیبانی جنگ ، خواهران بزرگوار با ایمان و با اعتقاد بودند. به یاد می آوریم مادر هفت فرزند كه در شهر مرزی ، شوهرش و فرزندانش در جبهه بودند و خودش در ستاد پشتیبانی جنگ ، پتو می شست. وقتی كه شوهر و فرزندش می آمدند گرد و غبار از پوتین آنها كنار می زد و میگفت من می خواهم بگویم یا حسین بن علی (ع) به ما اجازه ندادی كه در جنگ حضور پیدا كنیم ، ولی من می خواهم پوتین سربازان تو را تمیز كنم.




ادامه مطلب


نوع مطلب : خاطرات میثاق، خانواده میثاق، 
برچسب ها : زنان، دفاع مقدس،
سه شنبه 4 خرداد 1389 :: نویسنده : خالقی
تفاوت فرماندهی ما و ...

چند تا سرباز ، از قرارگاه ارتش مهمات آورده اند. دو ساعت گذشته و هنوز یک سوم تریلی هم خالی نشده ، عرق از سر و صورتشان می ریزد . یک بسیجی لاغر و کم سن و سال می آید طرفشان. خسته نباشیدی می گوید و مشغول می شود. ظهر است که کار تمام می شود.سربازها پی فرمانده می گردند تا رسید را امضا کند. همان بنده ی خدا ، عرق دستش را با شلوار پاک می کند ، رسید را می گیرد و امضا می کند.





نوع مطلب : خاطرات میثاق، 
برچسب ها : فرماندهان بزرگ،
شنبه 25 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : خالقی
باز آمدید . . .

برکتی که خون شهید، آن هم از نوع گمنامش دارد بر کسی پوشیده نیست، چه، شما بی اسم و رسم، با همین ماموریت به خاک وطن بازگشته اید تا شاید تلنگری باشید بر ما که گرد و غبار غفلت تمام وجودمان را فراگرفته و بداخلاقی ها و پلیدی ها پاکی روحمان را به مسلخ برده است.






نوع مطلب :
برچسب ها : تشییع جنازه شهدا،
شنبه 18 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : خالقی

طنز و عرفان

الان  اگر بگویید که سرمایه عرفانی شما چیست ؟ ما می گوییم قرآن هست ؛ نهج البلاغه هست؛ صحیفه سجادیه هست؛ مناجات شعبانیه هست؛ دعای کمیل و ندبه هست ؛ ولایت اهل بیت هست ؛ لیله القدر هست ؛ نماز و روزه هست؛ عاشورا هست ؛ این ها منابع عرفانی ما هستند ، اما واقعاً من می خواهم بگویم باید اضافه کنیم دفاع مقدس هم هست.

روحیه رزمندگان مخلص ، آن هایی که درک کردند آنجا چه کار باید بکنند ، این ها هم جزو همان منابع عرفانی ما هستند. طنز جبهه های ما از برگرفته از معرفت خدایی بچه هاست. اگر آن روحیات عارفانه بچه ها تو جبهه ها نبود ، فضا فضایی نبود که آدم حال  و هوا و حوصله طنز و شوخی داشته باشد . این طنز از آن روحیات معنوی و عرفانی و مایه های اعتقادی عمیقی که آن حال و هوا را پشتیبانی می کرد برمی خاست.


*****

به این نمونه فکرکنید:

داخل میدان مین پای دو تا از بچه‌ها با هم قطع شده بود. داشتند به شوخی دعوا می‌کردند که

- پای ‌منو بده، پای خودتو بردار!

- مراقب باش پات با پای من قاطی نشه !






نوع مطلب : گوناگون میثاق، خاطرات میثاق، 
برچسب ها : شوخی های جبهه، لبخند،
شنبه 18 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : خالقی

دعای 5 ریالی

یک بار که برای عملیات می خواستم به جبهه بروم ، در خیابان ارم قم ، یکی از دوستان قدیمی و صمیمی را که پیش از انقلاب هم دوره ای من بود، دیدم ، گفتم ما ان شاءالله داریم می رویم جبهه .

ایشان گفت : من یک دعایی بکنم برایتان که سالم برگردید: « ان الله لرادک الی معاد» دعا که کرد. من هم به شوخی دست کردم در جیبم و یک 5 ریالی که آن موقع می شد یک نان سنگک با آن خرید درآوردم و به دستش دادم . او هم با پرروئی گرفت.

پیش از آن من چندین بار جبهه رفته بودم . هیچ وقت هم مجروح نشده بودم . این بار مجروح برگشتم. وقتی برگشتم آن بنده خدا را که دیدم گفتم : آن 5 ریالی از گلویت پایین نرود. قبلاً هیچ وقت مجروح نمی شدم . این بار که تو دعا خواندی زخمی شدم ! ایشان هم با متانت خاصی برگشت و گفت : شاید به خاطر همان 5 ریالیه که الان اینجا هستی!





نوع مطلب : خاطرات میثاق، 
برچسب ها : لبخند،
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : خالقی




استاد شهید مطهری : شهادت، تزریق خون است به پیكر اجتماع. این شهدا هستند كه به پیكر اجتماع و در رگ‌های اجتماع،  خاصه اجتماعاتی كه دچار كم خونی هستند، خون جدید وارد می‌كنند.






نوع مطلب :
برچسب ها : شهدا، شهید مطهری،
سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : خالقی

روایتگری و عاشورا

در واقع روایتگری ما ریشه در روایت واقعه کربلا از سوی بزرگانی چون حضرت زینب کبری (س) و امام سجاد (ع) دارد. همان طور که آن بزرگواران علاوه بر نقل وقایع کربلا به بیان و دفاع از ارزش‌ها و پیام‌های عاشورا نظر داشتند، ما نیز همین کار را در بحث روایتگری دفاع مقدس انجام می‌دهیم.

 از واقعه کربلا 1400سال می‌گذرد و هنوز بسیاری از وقایع و رویدادهای تاریخی تحت الشعاع این حادثه عظیم قرار دارد. اگر عاشورا از یک صبح تا بعد از ظهر بود، دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، گنجینه‌ای معنوی است که سال‌ها حرف برای گفتن دارد و هر چه ما تلاش کنیم باز هم زوایایی از این دوران وجود دارد که برای نسل حاضر تازگی و طراوت داشته باشد. به همین خاطر باید همیشه سعی ‌کنیم پیوند و تطبیق بین دفاع مقدس با واقعه عاشورا را برای بازدیدکنندگان روشن کنیم.
این موضوع که جنگ ما تأسی به عاشورا داشت و نگاهی به آینده و مسأله مهدویت مساله ای مهم است که بعدها بیشتر به آن خواهیم پرداخت.





نوع مطلب : ما را بیشتر بشناسید، 
برچسب ها :
یکشنبه 12 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : خالقی

نسل جوان و مطهری

در نسل گذشته فکرها این اندازه باز نبود ، این احساسات با این‏ آرمان های عالی نبود . باید به این آرمان ها احترام گذاشت . اسلام به این‏ امور احترام گذاشته است . اگر ما بخواهیم به این امور بی‏اعتنا باشیم‏ محال است که بتوانیم جلوی انحراف های فکری و اخلاقی نسل آینده را بگیریم .

شهیدمطهری



وقتی که فکر ، کمی بالا آمد سؤالاتی برایش طرح می‏شود که قبلا مطرح نبود . باید شک و تردیدش را رفع کرد و به سؤالات و احتیاجات فکریش پاسخ گفت . نمی‏شود به او گفت‏ برگرد به حالت عوام ، بلکه این خود زمینه مناسبی است برای آشنا شدن‏ مردم با حقایق و معارف اسلامی .





نوع مطلب : فرهنگی میثاق، 
برچسب ها : یاد مطهر،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :